پنجشنبه 26 بهمن ماه سال 1385
شاید روزی شنیده شوم

 

دیری نیست که یافتمت

در  آن  هنگام  که  صادقانه  مرورت  می کردم  پناهنده  کدام  در گاه بودی ؟

لیکن من . صمیمانه  ماوایت  بودم . در  آن  زمان  که بی ریا ترین منزلگاهت

شده بودم. مهرت را کجا معامله می کردی . کاش میدانستی چه معصومانه

می خوانمت .

اما صدایم. هرگز به تو نرسید ! نمی دانم شاید روزی شنیده شوم !

و اینک. پاک ترین مهر و خالصانه ترین دعایم را بدرقه راهت می کنم . باشد

روزی در غبار ابهام فراموشی دست گیرت گردد و نگهدارت باشد.