جمعه 26 آبان ماه سال 1385
دوستی

 

این  همه  حرف  از  آینه و  خود  را  در آینه  دیدن . بی نقاب  بودن  و خود . خود را دیدن

می شود . برای چه ؟  که نقش  بازی  نکنیم . با  خودمان  و  دیگری  رو  راست باشیم

برای اینکه خود را باور  داشته  باشیم  و از قضاوت دیگری نترسیم . وقتی آدم قرار باشد

صادقانه و بی تظاهر و بی ریا حرف دلش  را بزند . مخاطره  می کند شاید ضرر هم بکند

اما می ارزد چون وجدان که راحت باشد تحمل همه چیز میسر می شود !  نترسیم  از

تنهاشدن که همه خدا را داریم اما اگر قرار است با بنده های خدا چند روزی را زیر سقف

آبی  آسمان ز ندگی  کنیم . خیلی  چیزها  را  باید  رعایت  کنیم چون اینجا . روی زمین

 دوستهایمان  را خودمان انتخاب می کنیم  و هیچ اجباری در کار نیست.اما همین روابط

 صمیمانه هم حدی دارد . با یکی کمتر و با دیگری بیشتر مانوس می شویم وعامل زمان

چقدر مهم است که دوستی کسی راباور کنیم و کسی باور کند که دوست خوبی برایش

 هستیم که وقت نیاز و غم تنهایش نمیگذاریم . سهم  هر  کس از مسایل زندگی دیگری

 همان است  که  خودش  اجازه  داده  در  موردش  بدانیم  و  تعادل چه خوب است که نه

حریمت میشکند و نه حریم کسی را می شکنی . برای دوستی  باید  واژه های زیادی را

 ملکه ذهن و قلبمان کنیم. واژه هایی مثل محبت . صمیمیت . اعتدال .  اعتماد . انعطاف

انصاف و انتظار . . .