دوشنبه 1 آبان ماه سال 1385
عید سعید فطر مبارک باد.

ای آنکه رحمت می آوری بر آنکس که بندگانت به او رحم نمی کنند.
ای آنکه انسان رانده از هر شهر و دیاری را پذیرایی.
ای آنکه نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی گردانی.
ای آنکه گستاخان درگاه خود را ناامید نمی سازی.
ای آنکه دست رد بر سینهء بندگان پر توقع خود نمی زنی.
ای آنکه هر تحفهء ناچیزی تقدیمت کنند، می پذیری و هر اندک عملی برایت انجام دهند، جزا می بخشی.
... آرزوها پیش از رسیدن به منتهای کرم تو، با نیازهای برآورده بازآمدند. و کاسه های گدایی محتاجان، از بخشش بسیار تو لبالب گردیدند، و صفت ها پیش از آنکه حقیقت نعمت تو را دریابند، از هم گسیخته شدند.
اینک تو را سزاست، آن برترین کمال، که برتر از هر کمالی است، و آن والاترین شگوه، که از هر شکوهی والاتر است.
...
اینک منم که آهنگ آستان تو کرده ام و بخششهای نیک از تو می خواهم.

هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه! می بنوش
لطف الهی بکند کار خویش
مژده رحمت برساند سروش
این خرد خام به میخانه بر
تا می لعل آوردش خون بجوش
گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر ایدل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سر بسته چه دانی خموش
گوش من و حلقه گیسوی یار
روی من و خاک در میفروش

عید سعید فطر مبارک باد.