
این همه حرف از آینه و خود را در آینه دیدن . بی نقاب بودن و خود . خود را دیدن
می شود . برای چه ؟ که نقش بازی نکنیم . با خودمان و دیگری رو راست باشیم
برای اینکه خود را باور داشته باشیم و از قضاوت دیگری نترسیم . وقتی آدم قرار باشد
صادقانه و بی تظاهر و بی ریا حرف دلش را بزند . مخاطره می کند شاید ضرر هم بکند
اما می ارزد چون وجدان که راحت باشد تحمل همه چیز میسر می شود ! نترسیم از
تنهاشدن که همه خدا را داریم اما اگر قرار است با بنده های خدا چند روزی را زیر سقف
آبی آسمان ز ندگی کنیم . خیلی چیزها را باید رعایت کنیم چون اینجا . روی زمین
دوستهایمان را خودمان انتخاب می کنیم و هیچ اجباری در کار نیست.اما همین روابط
صمیمانه هم حدی دارد . با یکی کمتر و با دیگری بیشتر مانوس می شویم وعامل زمان
چقدر مهم است که دوستی کسی راباور کنیم و کسی باور کند که دوست خوبی برایش
هستیم که وقت نیاز و غم تنهایش نمیگذاریم . سهم هر کس از مسایل زندگی دیگری
همان است که خودش اجازه داده در موردش بدانیم و تعادل چه خوب است که نه
حریمت میشکند و نه حریم کسی را می شکنی . برای دوستی باید واژه های زیادی را
ملکه ذهن و قلبمان کنیم. واژه هایی مثل محبت . صمیمیت . اعتدال . اعتماد . انعطاف
انصاف و انتظار . . .

آبان 1386
